خونه بابا جون
سلام به همه نینی کوچولوهای عزیز
دیروز صبح من و مامان مریم و بابا امیدم با هم رفتیم خونه بابا جونم که خیلی دوسش دارم
.gif)
خونهدبابا جونم خیلی بزرگه با یه حیاط خیلی سرسبز و بزرگ که یه حوض پر آب و خوشکل و چند تا جوجوی نازنازی داره. اوجا خیلی به من خوش گذشت و کلی با بابا جون و مامان جونم بازی کردم.
عصر که شد با عمه آرزو و مامان مریمم رفتیم حیاط و چند تا عکس خوشکل انداختیم که میتونید تو ادامه مطلب ببینید.
اما حیف که شب همه شادی من از بین رفت
.gif)
میدونید چرا ؟!!!!!!!!!
آخه باباجون رفت بیرون شام گرفت و اومد و همه باهم خوردند، منم فقط نیگاشون کردم. نمیدونم پیتزا چیه و چه طعمی داره اما هرچی که هست باید خیلی خوشمزه باشه منم میخوام!!
بابام بهم میگفت: آرمان جونم وقتی بزرگ شدی واست میخرم. منم فقط با آقون گفتن اعتراضم رو نشون دادم!!!





مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خونه بابا جون
